دار وندارمه آقا

بی بی جان. . .
گـــــدا نمی خواهی.؟!
دختر بی وفــــــا نمی خواهی. ؟!
کـــــاش می شد ز من سوال کنی
دخترم " کربـــــــلا " نمی خواهی. . !؟
.
.
#دل_ندارم_که_به
#معشوق_زمینی_بدهم
#دل_من_گوشه_صحنت
#به_خدا_جامانده

بایگانی
آخرین مطالب

حال وروزم به جایی رسیده

که دوست دارم

پدری یامادری یامادربزرگی

نذر کنند برایم...

نذر پنجره فولاد

یاجمکران...

بعد مثل فیلمها وداستانها روبه راه شوم.

که ببرندم درحیاط جمکران بچرخانندم...

یابیایند پنجره فولاد دنبالم

ومن بعد بشوم آزاد شده ی امام رضا...

ازحال بد دلم حال خوب میخواهد.

آقاجان رضا؛دوباره کم آوردم!!!

ولی هنوز هم از دور دلم بهشت رضا میخواهد. . .

حتی دلم برای لوسترهای حرم تنگ شده!.

ولی من هنوز هم باخودم قهرم.

راه نجاتی بفرست امام الرئوف...

۰ نظر ۲۷ فروردين ۹۴ ، ۱۱:۵۲

گاهی خسته میشوی

ازخودهمیشگی ات

ازتکنولوژی بیخود

ازمخاطبین بیخود

از رنگ کردن ها

از بیخیالی ها

ازمکررات

اززندگی ماشینی

از الکی خوش بودن ها

ازمسافرت های بی نتیجه

ازهی دعاکردن و هی هی کردن

از گریه های بی جواب

ازخنده های پر ازبغض

ازدوستان آس وپاس وبی هدف

از نبودن 

از نبودن

ازنبودن

ازبودن وتحمل کردن

ازسکوت های اجباری

ازهمین غرزدن های مداوم

ازگیرکردن و دست وپا بسته بودن

از درخت بودن

و

گاهی دلتنگ میشوی برای نداشته های همیشه ات

برای کمبودها

برای جای خالی ها

برای قهر وآشتی ها

برای فرصت های دوباره وشاید صدباره

برای تغییر

برای روستا

برای هوای درد ودل با مادر

برای برادر برادربرادر برادر

برای قیل وقال وهیاهو

برای موج های آبی مشهد

برای جاده های شلوغ جمکران

برای صدای گریه ی بچه هیئتی ها

برای ناله ی مریض های پنجره فولاد

برای خودم

برای خودت

برای خودش

برای همه ی نداشته هایم دلم یک یاحسین جانانه میخواهد

ازته دل؛دست جمعی همه باهم بگوییم یاحسین....

دست خداباجماعت است...

حسین جانم؛

خودت یک یاحسین اینگونه نصیبم کن...

تا دلتنگی هایم رنگش رنگ عاشورا بگیرد...

یاحسین.

۰ نظر ۲۷ فروردين ۹۴ ، ۱۱:۳۶

زندگی باتو چه زیباست اگرامابگذارند

دل من غرق تماشاست اگرامابگذارند

اززمین تابه شما راه زیاد است اگرامابگذارند

مایه پیله واسه خیریه زیاد است اگرامابگذارند

نفس ذکر برای سحری هست اگراما بگذارند

حوصله هست ؛زمان هست اگرامابگذارند

چشم دارم که بگریم وبنالم اگرامابگذارند

فریادوهیاهو بلدهستم؛اگر اما بگذارند

عرضه دارم که برانم وبخوانم ؛اگر اما بگذارند

میتوانم بسرایم ؛بنویسم؛اگر اما بگذارند

میتوانم بکنم طی همه ی ارض وسما را؛اگر اما بگذارند

میتوانم که بمانم که بمانم؛اگر اما بگذارند

اگر اما نگذارند....

لبیک

لبیک

لبیک یاصاحب الزمان...

لبیک اگر نگذارند...

۰ نظر ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۰۲
راستش را بگویم؟

دیگری "جز تو "مرا این همه آزار نکرد!!!!

آنچه کردی تو به من هیچ دل آزرده نکرد....

دانه و آب و قفس هم از تو؛

گوشه ای در حرمت

لحظه ای اما آقا

پر پروانه شکستن ممنوع!!!

کبوتر جلد آقاشه مگه نه؟؟؟

کبوتر جلد آقاشه مگه نه؟؟؟!

مرارهاکن وبگذار درقفس بنشینم

که دلخوشم به همین آب ودانه ای که ندارم

۰ نظر ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۴۵

هی پرمیشوم

هی خالی...

خسته هم که باشی

چشمانت هم که خسته باشد

وقتی سینه ات سنگینی کند

بالشت هم که نرم وگرم باشد

خواب تعطیل میشود هردم!!!.

حتی به خواب هم که بروی

وقتی بیدار میشوی پف میکنی

بغض

پیر میکند آدم را...

مات میکند آدم را...

میدزد؛

خوابت را

خوراکت را...

لبخندهایت را...

 اشکت را...

انقدر که گاهی حس میکنی هیچ چیز نمانده درتو!!!

تو مانده ای و یک دنیا بغض بی دلیل...

پایان من کی آغاز میشوی؟؟؟

به شروعم بگو حقیقتم را...

۰ نظر ۲۵ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۱۷

لحظاتی میرسدکه پرم ازنفرت 

اینجاست که متوقف میشود در من

"عشق"....

بسوزان این نفرت را درمن!

من درخت نیستم که پایبند باشم

رودم

سکون مرا می کشد و به لجن میکشد...

باید بروم تا به دریای عشقت برسانم خودم را...

بسوزان این نفرت را درمن!

هستم اگرمیروم#گرنروم نیستم

۰ نظر ۲۵ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۳۴

تحریم ها را بردار

همان ها که سد راهمان شده

همان ها که فاصله ها را زیاد میکند؛زیاد و زیادتر....

توتحریم هارا بردار

من خودم را تحریم میکنم

ازهرچه که نباید باشد ولی هست

من باخودم مذاکره میکنم

قرارهایم رامکتوب میکنم

جنگ جنگ باخودم تاپیروزی!!!

توتحریم هارا بردار

همه را یک جا لغو کن...

تا من خودحقیقی ام رانشان دهم.

من خودم را ازهرچه غیرتوست تحریم میکنم؛حسین جان.

توتحریم هارا بردار

ماه خدا بومیکشد حوالی ام را...

توتحریم هارا بردار

سرد میشود بدون نگاه توزندگی ام مولاجان

توتحریم هارا بردار...

خودت خوب میدانی که راه از چاه چیست!!!

ولی

حسین جان

بیا وآقایی کن 

توتحریم هارا بردار

درست مثل سابق...

۰ نظر ۲۴ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۵۷

ارسال کن مطلب جدیدی برای من

رمزی هم باشد قبول!!!

ولی

اینگونه که سکوت میکنی

حرص میخورم زیااااااد....

امروز

زمین برای دلم تنگ است؛آقا.

۰ نظر ۲۴ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۵۷

دستهابه سینه؛سرروی میز.

س س س س س س.

مبصرنمیخواهیم؛عزیزفاطمه!

آقااجازه ؟کی می آیی خسته شدیم!!!

۰ نظر ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۱۶:۳۳

دلیل خلقت هردوجهان

کوچه به کوچه گذشتیم

آیه به آیه نوشتیم

تا برسیم به عظمتت!!!

تا برسیم به خود خودت!!!

چندصباح مانده تا شکوفه بزنی زهرا جان؟؟!!

قدمت مبارک مادرجان

اماقول بده تاهمیشه کنارم بمانی

حتی اگر پرپرت کردند

حتی اگر بابا نبود...

دعایم کن

حتی اگر جایی من ندیدمت وازچشمم مخفی شدی

حتی اگر من قدرنشناسی کردم

حتی اگر دلت ازمن رنجید ولی لبخند زدی مثل همیشه

حتی اگر بابا نبود...

مادرجان

سالهاست که بابادیگر نیست 

ولی تو هنوز هم هستی.

همه جا.

توقطره ای از خدایی؛دوست دارمت زیاد مادرجان.

بیاو لالایی قصه های کودکی ام باش؛

بی بهانه دلم گریه میخواهدمادرجان.

۱ نظر ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۳۸