صاف نیستم چندی آقای من
به کلبه ی فقیرانه ی من سری بزن...
بغض فروخورده ام را نشان نمیدهم ارباب
اما
دروغ چرا؟آتشفشان گداخته دلم فواره میخواهد...
بهترین امان ها
امان توست؛خدا.
واگر جز خدا کسی را نداشته باشی
تنها امان ات میشود "خودش"...
همیشه فی امان الله بودن زیباست
به انسان جرات میدهد
امنیت میدهد...
اقتدار و قدرت میدهد.
خدایا خودت بگو
که فی امان الله ای بنده ی من.
من تنها ازخودت امان نامه میخواهم خدا.
امانم بده
خداجان
دلم تنگ شده برایت
این همه من با تو سخن گفتم
این بار تو بیا
و بامن حرف بزن. . .
زبان بند آمده
دوست دارد بشنود صدای معشوقش را...
تو بگو چه کنیم؟هرچه باشد قبول.
دیگر "تنها" یادت کفایت نمیکند مرا
من به حضورت محتاجم ای جبار
بیا و جبران کن داشته ها و نداشته هایم را...
کاری کن
دیگر "الم یعلم بان الله یری"آرامم نمیکند...
دنبال آسانی و آسایش نیستم که
"ان مع العسر یسری "تسکینم باشد
دیگر آیه های استقامت و "و اصبر"جوابگو نیست...
درد من درمان ندارد انگار...
داروها جواب نمیدهند؛
شبیه مریضی شده ام
که پشت در اتاق عمل همه میگویند:
فقط خدا!!!!
انگار تاقبل از این تو نبوده ای...
یا آنها کور بوده اند و تورا نمیدیدند در زندگی ام.
نمیدانند که از اول فقط تو بوده ای وبس!!!
هرچه که هست من هنوز هم دلشوره دارم...
مثل مادری که فرزندش ازخانه بیرون رفته!!!
تابرنگردد
تا جواب ندهد گوشی اش را
تا نبینمش
آرام نمیگیرم...
من حاصل خلقت تو هستم خدااااا...
این طبیعت من است.
یاخودت گلم را عوض کن
یا خودت"فقط خودت"
روبه راهم کن.
انتظاربیهوده و ایده آل گرایی است
که بخواهی همه خوب باشند!!!
حتی آرزویش هم فقط انتظار است.
انتظاری باطعم لیموشیرین.!!!
به سر که میرسد این انتظار
زهرمار میشود تهش!!!
نیستم دیگرمنتظر
لااقل منتظرخوبی هانیستم دیگر!!!
انتظارمن ازتو
اما سقف ندارد؛حسین جان.
چشم به راه احسانت هستم یاقدیم الاحسان
گفتن ارباب هم به تو برای من زیادی است
حتی همین توگفتن ها؛بی ادبی ست
اما دلم لحظه ای خواست تا مثل قمر بنی هاشم
تورا برادر صدا بزنم.
خوشبحالت زینب"س".