دار وندارمه آقا

بی بی جان. . .
گـــــدا نمی خواهی.؟!
دختر بی وفــــــا نمی خواهی. ؟!
کـــــاش می شد ز من سوال کنی
دخترم " کربـــــــلا " نمی خواهی. . !؟
.
.
#دل_ندارم_که_به
#معشوق_زمینی_بدهم
#دل_من_گوشه_صحنت
#به_خدا_جامانده

بایگانی
آخرین مطالب

 صاف نیستم چندی آقای من

به کلبه ی فقیرانه ی من سری بزن...

بغض فروخورده ام را نشان نمیدهم ارباب

اما

دروغ چرا؟آتشفشان گداخته دلم فواره میخواهد...

۰ نظر ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۰۴

بهترین امان ها
امان توست؛خدا.
واگر جز خدا کسی را نداشته باشی
تنها امان ات میشود "خودش"...
همیشه فی امان الله بودن زیباست
به انسان جرات میدهد
امنیت میدهد...
اقتدار و قدرت میدهد.
خدایا خودت بگو
که فی امان الله ای بنده ی من.
من تنها ازخودت امان نامه میخواهم خدا.
امانم بده

۰ نظر ۱۸ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۱۶

خداجان
دلم تنگ شده برایت
این همه من با تو سخن گفتم
این بار تو بیا
و بامن حرف بزن. . .
زبان بند آمده
دوست دارد بشنود صدای معشوقش را...
تو بگو چه کنیم؟هرچه باشد قبول.
دیگر "تنها" یادت کفایت نمیکند مرا
من به حضورت محتاجم ای جبار
بیا و جبران کن داشته ها و نداشته هایم را...
کاری کن
دیگر "الم یعلم بان الله یری"آرامم نمیکند...
دنبال آسانی و آسایش نیستم که
"ان مع العسر یسری "تسکینم باشد
دیگر آیه های استقامت و "و اصبر"جوابگو نیست...
درد من درمان ندارد انگار...
داروها جواب نمیدهند؛
شبیه مریضی شده ام
که پشت در اتاق عمل همه میگویند:
فقط خدا!!!!
انگار تاقبل از این تو نبوده ای...
یا آنها کور بوده اند و تورا نمیدیدند در زندگی ام.
نمیدانند که از اول فقط تو بوده ای وبس!!!
هرچه که هست من هنوز هم دلشوره دارم...
مثل مادری که فرزندش ازخانه بیرون رفته!!!
تابرنگردد
تا جواب ندهد گوشی اش را
تا نبینمش
آرام نمیگیرم...
من حاصل خلقت تو هستم خدااااا...
این طبیعت من است.
یاخودت گلم را عوض کن
یا خودت"فقط خودت"

روبه راهم کن.

۲ نظر ۱۸ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۱۳

سنگ شده ام.

پس او هم میتواند!!!

اندکی صبر باید ...

سنگ صبور من؛بیا و بعد از رفتن دشمن

به حال زار من اشک بریز...

خدا جواب اشک تورا میدهد؛زینب.

بیا و بیاد کوچه ی بنی هاشم

وغربت حسن"ع"؛

دلت به حال حسین بسوزد...

زینب جان؛

دعای تو در حق ما نمیگیرد؟؟

یا فراموش کرده ای مارا؛بی بی جان!!!!

۰ نظر ۱۵ فروردين ۹۴ ، ۲۱:۱۸

انتظاربیهوده و ایده آل گرایی است

که بخواهی همه خوب باشند!!!

حتی آرزویش هم فقط انتظار است.

انتظاری باطعم لیموشیرین.!!!

به سر که میرسد این انتظار

زهرمار میشود تهش!!!

نیستم دیگرمنتظر

لااقل منتظرخوبی هانیستم دیگر!!!

انتظارمن ازتو

اما سقف ندارد؛حسین جان.

چشم به راه احسانت هستم یاقدیم الاحسان

گفتن ارباب هم به تو برای من زیادی است

حتی همین توگفتن ها؛بی ادبی ست

اما دلم لحظه ای خواست تا مثل قمر بنی هاشم

تورا برادر صدا بزنم.

خوشبحالت زینب"س".

۰ نظر ۱۵ فروردين ۹۴ ، ۱۷:۱۰

درگیرم با خودم

خودت

بدجور!!!

جورواجور شده ام؛مثل یک بسته مدادرنگی.

این روزها سیاه میشوم

یعنی هرچه تراش میکنم خودم را ...

تمام نمیشوم!!!.

حسین جان؛

اجالتا بیاو خودت بتراشم.

من از سیاهی خسته ام...

قبول:

من سیاه؛توسفید!!!!

بیا سفیدم کن.

۰ نظر ۱۴ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۴۵

قهرم

باخودم

چندی!!!

برگردبه من

آشتی ام ده؛ارباب.

تاریک شدم؛نوری نیست!!

برگرد به من

روشن شم.

#توبامن آشتی کردی/ولی من باخودم قهرم.

۰ نظر ۱۴ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۳۷

برگرد به آرزوهایم 

همان "تو"...

تویی که از جنس اویی.

ازجنس سربند یاحسین و رمز یازهرا...

برگرد به کوچه باغ دلم

به این بهارخزان زده

به غصه ها

به سیاست

به دلهره

بیا و خاتمه ده به آیه های دلم

بیا و خودت بخوان نمازوحشت را...

رعد و برق

زلزله

لکنت!!!!

عزیز فاطمه# برگرد؛آقا.

۰ نظر ۱۴ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۲۶

مگر نه این است که روزی باید

همه چیز را گذاشت و گذشت؟؟!

پس این همه جنگ برای چه؟

این همه حرص برای که؟

برای تو و راهت باید جان ها داد؛ بارها ؛حسین جان!!!

نزدیک تر هستم به این عشق .

عشقی شبیه عشق زهرا...

۰ نظر ۱۴ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۱۵

سال ببعی و هرچه !!!

نمیدانم.

اما رسیدم به حرف استاد پناهیان که

من ببعی نیستم که راحت و زود شادشوم

وجوجه هم نیستم که به چند دانه نوک بزنم و

الکی خوش باشم.

اصلن قبول من ببعی میشوم حسین...

اما قول بده که توصاحبم باشی و

من

فقط در محدوده ی خودت بچرم!!!

همین.

۰ نظر ۱۳ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۱۸