سیتی اسکن که نمیخواهی ازمن؟؟
سیتی اسکنی ازسرت بفرست برایم
تاببینم چه درسرداری برای من...
طرح و نقشه ات چیست؟!
چه خوابی برایم دیده ای حسین؟؟؟!!
حسود نیستم ولی؛
به کسانی که درجوار تواند و
ازهمه بریده اند حسودی میکنم...
همان ها که رواق دارالحکمه
میشود پاتوقشان...
یادارالحجه.
جایی که نه آنتن هست
نه اینترنت.
ونه گوشیه همراه...
جایی دور ازدسترس دیگران؛
جایی فقط برای باریدن و هق هق زدن.
جایی که رو به قبله که باشی؛میشود صحن آزادی...
تاسحر رواق دارالحکمه باشی
و نمازصبح جمعه صحن آزادی...
وبعد ندبه باخودحضرت برای خودش
و آمدنش...
حسود نیستم ولی
به یاد آن روزها
غبطه میخورم
غصه میخورم
بغض میکنم
و تمام میشوم...
یابن الحسن آقاجان؟
جمعه ای مرا میهمان صحن طلا میکنی؟؟؟
من سزاوار این همه نگاه نیستم
ولی
همیشه نگاه کن به من حسین"ع"...
در گیرودار لجن موج میزنم
درست!!!
نگاه کن و
اگر خواستی کمکم کن حسین"ع"...
از شاهی ات کم نمیشود به خدا...
من نیز همان سائل همیشگی ام.
اینکه گناه میکنم عذابم نمیدهد
اینکه توباشی و نگاهت باشدو
من همچنان اسیر!!!
اینگونه میشود که جهنمی میشود دلم...
چه طوفانی از این بدتر
که کشتی باشدو
آماده باشد ناخدا
اما...
تودرغفلت
میان موج افکارت خفه
تنها
بدون یاوری هر آن...
چه طوفانی از این بدتر
منم غرق خیالاتم
منم غرق گناهانم
منم احمق تر از فرزند نوح.
نمیدانی مگر؟؟
ترو خشکش همه یک جاست
که میسوزند.
نمیدانی مگر؟
بی تفاوت ها و منکرها همه در آتشند, جانم.
چه ننگی بدتر از این ننگ اربابم؟؟
تو باشی و مرا غم ببرد...
راست گفتند
که حیف است توباشی و مرا غم ببردآقاجان.
دست طوفان دلم دست خودت اربابم...
خیالت که سرجایش نباشد
چه فرقی میکند به نماز بایستی
یا نه.
گاهی فکر میکنم جزو همان هایی هستم
که پیغمبرمان گفت!!!
که شفاعت نمیکند منه یک عمر بی نماز را...
ویل للمصلین که میگویدخدا...
یعنی منم؟!