دار وندارمه آقا

بی بی جان. . .
گـــــدا نمی خواهی.؟!
دختر بی وفــــــا نمی خواهی. ؟!
کـــــاش می شد ز من سوال کنی
دخترم " کربـــــــلا " نمی خواهی. . !؟
.
.
#دل_ندارم_که_به
#معشوق_زمینی_بدهم
#دل_من_گوشه_صحنت
#به_خدا_جامانده

بایگانی
آخرین مطالب

وقتی همه چیز مفت بود!!!

حتی گنجشک...

من سنگ تورا برداشتم و به سینه زدم.

الان همه چیز گران شده.

ولی سنگ تو هنوز هم مفت است...

سنگ تو همیشه نشانه میرود؛حسین جان.

۰ نظر ۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۱۵

صحرای محشریست دلم

همه فرار میکنندازمن؛حسین...

پدر

مادر

خواهر

برادر

رفیق

هیچکس نیست انگار.

من جا ماندم

ولا یمکن الفرار از عشق

از عشق تو؛حضرت عشق...

۱ نظر ۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۱۴

دل من کنج خرابه!!!

نمیایی مگر آقا؟!

دل من گوشه ای از شام

بیا 

جان رقیه...

سرو سامان بدهم یوسف زهرا.

۱ نظر ۲۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۳

بی بهانه می آیند

با بهانه میروند 

چقدر جالبند این نزدیکان...

مهلت هم نمیدهند اصلن.

بریدن ها چه ساده شده!

اما

تو بی بهانه یا بابهانه میخواهی بمانی همیشه.

حتی باکسی که دشمنت بود

دنبال بهانه بودی تا بمانی کنارش.

امان نداد به تو؛شمر.

اما تو مهلتش دادی و او نفهمید و نخواست...

آنکه تو را دارد چه کم دارد؟؛حسین جان.

دارو ندارم؛

بی بهانه ؛بابهانه؛هرجور که راحتی

بمان کنارم.

۱ نظر ۱۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۱۰

بهار به نیمه رسید

نمی آیی مگر آقا؟،،؟؟؟

سبز شد

زرد شد

خشک شد دلم؛بیا.

انتظار فرج از نیمه ی هرماه کشم...

چه قدر مانده به خرداد خدا؟؟؟

انتظارفرج این بار؛ز خرداد کشم!.

۱ نظر ۱۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۰۷

کسی چه میداند ؟؟

که تو با غسل شبانه ی مادرت

پیرشدی زینب جان.

کسی چه میداند؟؟

که تو از کودکی 

باپیراهن کهنه ی حسین 

پیرشدی زینب جان.

کسی چه میداند؟؟

کسی چه میداند؟؟

عقیله ی عرب

توپیرشدی تا حسینت جوان بماند قرن ها...

جوانی ات به فدای حسین شد!!!

جوانی ام فدایی حسین کن؛زینب جان.

۱ نظر ۱۴ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۴۷

چه خبر داری از این زلزله؟

آوار؛

از این روح لگدمال شده؛!!!

از این خانه ی ویران شده ارباب؟؟؟

چه خبرداری از اجساد به جا مانده؛حسین؟

که همه طعمه ی سگ های ولند!!!

چه خبر میدهمت؟!

شوم خبر میدهمت...

هلهله و شور خبرمیدهمت!!!

به جز اینها خبری نیست حسین جان.

چه بگویم

که حقیقت تلخ است...

به همان لحظه ی دلگیر ربابت ارباب...

به همان پای آبله ی شام قسم آقاجان؛

که دگر تاب ندارم

توان نیز ندارم

برسی کاش به دادم

برسی کاش به دادم.

۰ نظر ۱۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۰۴

چه کنم حال دلم را به تو اثبات کنم؟

مرهمی لطف بفرما

به خدا خسته شدم...

۰ نظر ۱۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۵:۴۸

علی "ع"استادو

من

شاگرد اویم...

چه باشد لذتی بالاتر از این

که ذکر هرشبم

نام "حسین"است...

علی استاد و 

درس مکتب عشق

بود گریه برای حضرت عشق...

۰ نظر ۱۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۰۱

امشب وقت آن رسیده

تکرار شود کساء یمانی...

مانیز میهمان فاطمه بودیم کاش...

دق الباب میکردیم؛

اذن هم نمیگرفتیم برای تحت الکساء

اما

مینشستیم برای لحظه ای کنارفاطمه"س"

گفتگوهای عاشقانه را میشنیدیم...میدیدیم.

کلام امیرمان را میشنیدیم...

جبرائیل امین عجب سعادتی داشتی!!!

دوست دارمت ببینمت...

تو نیز کنار حسین "ع"نشسته ای...

امشب شب توست حسین جان؛

شبی که جمع میکنی شیعیانت را...

اودائت را...درون خیمه ای ...

شبیه خیمه ی شب عاشورا...

که این بار تو بگویی:شیعیان علی؛

"فزت و رب الکعبه"...

مظلوم عالم" علی" تو آمدی تا من رستگار شوم

خوش آمدی مولا جان...

یتیم نوازی کن مولا.

۰ نظر ۱۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۱:۵۱