دار وندارمه آقا

بی بی جان. . .
گـــــدا نمی خواهی.؟!
دختر بی وفــــــا نمی خواهی. ؟!
کـــــاش می شد ز من سوال کنی
دخترم " کربـــــــلا " نمی خواهی. . !؟
.
.
#دل_ندارم_که_به
#معشوق_زمینی_بدهم
#دل_من_گوشه_صحنت
#به_خدا_جامانده

بایگانی
آخرین مطالب
وقتی شاکی میشی
و حالت میشه علامت سوال؟ !!!!
حقشه که عکس پروفایلت؛
یه زائر باشه؛
یه سربند!!!.
سربندی که جای تو
سیر میبیند عمود ها را؛
تا عمود1452
نگاهش با اشکش بیامیزد!!!
سربند یامهدی ادرکنی...
رفیق جان های جامانده؛
زائر ترید شما حتما...
رقیه های جامانده ی حسین؛
زائرترید شما...
فال#نیک#گرفتیم#سربندت#را#مهدی#جان.
التماس #دعا#آقا.
۰ نظر ۰۸ آذر ۹۴ ، ۲۳:۰۷

گاهی ؛

تنها نگاهی؛

یاشاید کلامی بی غرض؛

مدت ها عقب بیاندازدت!!!

و تو ندانی 

علت در جا زدن هایت را...

جزئیات گاهی مهم ترند انگار؛

حواست را جمع تر کن.

۰ نظر ۰۸ آذر ۹۴ ، ۱۵:۵۱

سوت و کور گروه ها

وب ها؛

گوشی ها؛

همه میگن اربعینه انگاری....!

همه رفتند؛

سیم های عربی روشن!.

و عده ای هم چنان

مات و مبهوت اند هنوز؛

مات رفتن ها

و ماندن ها...

مات یک سال دیگر گذشتن!

و باز هم جا ماندن...

دوباره از نو 

میشمارم 

چقدر مانده تا اربعین سال بعد؟؟؟!

دوباره انتظار

دوباره عشق

دوباره خواب حرم!!!.

دوباره ذکر زیارت...

دوباره محرم...

دوباره شوق زیارت!.

افضل #الاعمال #انتظار #الفرج.

۰ نظر ۰۷ آذر ۹۴ ، ۰۱:۱۲

بعضی ها سیرند گویا؛

نمیدانم یا از شکم؛

یا از عشق!!!

که اینگونه زائرانت را اشاره میکنند؛؛؛

اصلا گیریم که ده روز یک عده گشنه

میروند تا سیر شوند!!!

در راه تو...

به غیر چه ارتباط؟!!!

نمیخواهندت#که بخواهی#

دیگر#تهمت#به#زائران#چرا؟!.

۰ نظر ۰۵ آذر ۹۴ ، ۲۳:۰۸

گفته بود بین راه؛

هردخترجوانی که میبیند

یاد من می افتد!!!

که جا مانده ام؛

و دلم آنجاست...

نمیدانست نیت من "سه ساله"بود!

جای رقیه زیارت میرود؛برادر...

سفر#بخیر#و#سلامت#کربلایی ها.

۰ نظر ۰۵ آذر ۹۴ ، ۲۳:۰۱

آبی بود

ولی قرمز مینوشت!!!

انگار قلمش هم 

شاکی بود

از خودش!!!

تیتروار؛

همه چیز را برایش بولد میکرد؛

آن هم با قرمز...

قلمم#جوهرش#خونین#شده

درست#مثل#دلم.

۰ نظر ۰۲ آذر ۹۴ ، ۲۳:۵۴

دلم؛

تنگ است...

کی میرسی از راه؟؟؟!

بهار؛...

۰ نظر ۰۲ آذر ۹۴ ، ۲۳:۴۲

گاهی دو دل میشوی؛

نمیدانی درست را از غلط!

و عاقبت را...

کلافه میشوی؛

که چه باید کرد؟!!!.

تکلیف چیست؟؟؟

اینجور وقتا سیری از خودت!!!.

دنبال کسی مثل عبدلعظیم حسنی هستی!

کسی که اطمینان بدهد تورا..

 دلت قرص میشود!

خیالت راحت...

خیالم؛

دلم؛

دست تو؛حسین جان...

استخاره میخوهد دلم!

راه نشانم میدهی آقا؟؟؟؟.

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۹:۱۷

دروغ نمیگفت!

از قاب عکس روی دیوار؛

و عکس های عیدنوروز آلبوم؛

ولی راستش راهم نمیدانست!.

فقط میگفت "چادر"...

نامه هایش هم فقط بوی"چادر خاکی"میداد!!!.

گاه و بی گاه؛

به حرمت قاب عکست؛

به ما هم سری بزن...

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۹:۰۰

میخاست عیدی بدهد؛

ولی حساب کهنه پاک کرد!!!

من ماندم 

و یک دنیا انتظار...

چشمم هنوز به دستانش مانده!.

یعنی هنوز هم ؟!...

هنوز#مانده#فرصتی#آیا؟!

۰ نظر ۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۸:۵۴