سادگی درمن موج میزند ؛حسین
دوست دارمش زیاد،این هدیه را...
اندازه ی یک ماهی کوچکم؛ درون تنگ...
بی نان وصدف ومروارید وسنگ؛زنده ام...
ولی...
آبم ندهی جان میدهم حسین...
تقصیرمن نیست؛ای عزیزفاطمه....
من نان خورسفره ی خودت شدم...
از دست غیرتو؛چیزی نمیخورم
این را به من؛ ازبچگی یادداده اند...
قرمز را دوست دارم؛
ازبچگی!!!!!
بی دلیل نیست.
من ازهمان کودکی عاشقت شدم؛حسین...
یک شب #حرم#سرخی پرچمت حسین#
دیوانه میکند مرا؛پرچمت حسین...
وقتی که ازتومینویسم ؛ارباب من؛
رام میشودانگار؛ وحشیه درون من...
بدتر زخوی حیوانی ام ؛بدون تو؛
اهلی بکن مرا؛زشت میشوم حسین...
این که کدامیک کاسه داشته باشند،
مهم نیست...
صبر
عشق
گدایی
این همه را از تو دارم"حسین جان".
این مهم تر است...
دیریازود میرسد بهار؛اما چه سود
بازهم بهارعلی خزان میشود؛چه سود
بیهوده نگفته اند که:
سالی که نکوست ازبهارش پیداست
هرسال من باتو نکوست؛ای بهارمن. ..
زهرای مرضیه؛ تنهابهار نیست!!!!
هرچهارفصل دلم ؛زهرای مرضیه ست...
غروب میکنم
و
طلوع میکنی
هرروز...
ای روشنایی روز وشبم
دلم برایت تنگ است...
" السلام علیک یااباعبدالله الحسین علیه السلام"
کنارحوصله ام بمان
که مبادا سربرود...
ابلیس که حوصله اش سر رفت
من هبوط کردم به زمین...حسین.
من
بی "تو"
زمین میخورم حسین...
بمان کارحوصله ام،بمان.
دلم مثل یک غارشده...
پناهگاه بی کسان،
درفصل سردنگاه ها.
وقتی تورا میان بی پناهان میبینم
ازنو تازه میشوم...حسین جان.
آری این توهستی که پناه بی پناهانی.
بی خود نبوده که پناهگاه ساخته ای در دلم...
سری بزن به خانه ی دل بی پناهان،پناه من...
گاهی فقط دنبال یک وجب جا میگردم
درهجوم اینهمه درد
تابروم و
همانجا بخابم
وتنها
"تو "بالای سرم باشی
حسین جان...
مرا در این قبر تنهایی،
رهامکن،اربابم...