دار وندارمه آقا

بی بی جان. . .
گـــــدا نمی خواهی.؟!
دختر بی وفــــــا نمی خواهی. ؟!
کـــــاش می شد ز من سوال کنی
دخترم " کربـــــــلا " نمی خواهی. . !؟
.
.
#دل_ندارم_که_به
#معشوق_زمینی_بدهم
#دل_من_گوشه_صحنت
#به_خدا_جامانده

بایگانی
آخرین مطالب

دلم دوباره حرم خواست؛

دوباره ضریح...

دلم دوباره قدم زدن کنار پنجره ات؛

دوباره صدای مناجات سحرهای حرم...

و بازهم صدای تذکر خادمان حرم؛

مدام و پی در پی؛

عکس نگیر خواهرم؛نگیر...

و زائران سمج؛

هرطرف ؛به کار خود مشغول...

ومن دوباره روبروی ضریح روی پله ها؛

پراز هوای گریه ام؛پر از خدا...

پر از زمزمه های مکرر

پراز علی؛ علی ؛موسی الرضا...

دوباره نیمه سحرخاطرات صحن طلا 

شکنجه میکندم مدام؛ یا امام...

خیال بی حرم؛خدانکند!!!

شکنجه جز به حرم؛خدانکند!!!

۴ نظر ۲۰ تیر ۹۴ ، ۰۲:۳۷
کاش دردمان فقط ندبه خوانی جمعه ها بود؛
یا دعای عهد؛
یا آل یاسین و جامعه...
خوشا به حال آن ها که زیارتت میکنند؛
و زیارتشان میکنی؛
میگویند سرور در آخرت از آن کسانی ست که
به بیچارگان وفقرا مهربانی میکنند
و به بی سرپرستان محبت!!!
بیچاره تر و فقیرتر و ...از من که؟!
مهربانی ومحبت نمیکنی آقا؟!
کاش یک سحر جمعه به جایی برسیم 
که راهت را به سمت ما کج کنی!!!
راهی نمیرود بخدا؛آقاجان؛
یک بار هم تو بیراهه برو؛مهدی جان..
یابن الحسن روحی فداک
متی ترانا ونراک...

۱ نظر ۱۹ تیر ۹۴ ، ۰۴:۵۳
حسیـــــــــــن جــــــــــان
صبــر مـن مانـنـد صبــر حضرتـــــ ایوبـــــ نیستـــــ
اربعین #پای #پیاده
کـــربلا می خـواهم آقــــــــــا!
التماستـــــ می کنــم ....

۰ نظر ۱۸ تیر ۹۴ ، ۲۲:۴۱

کسی چه میداند تا عرفات کداممان هستیم

که خدا به اشک حسین مارا ببخشد!!!

کسی چه میداند که اربعین پای پیاده

امشب به کداممان میدهد حسین!!!

کسی چه میداند امشب چه مقدر میشود برایمان؟؟؟

کسی چه میداند کجا صاحبمان برایمان قران به سرگرفته؟

الهی بمیرم که برای من الهی العفو میگویی مهدی جان...

الهی بمیرم...

۰ نظر ۱۸ تیر ۹۴ ، ۲۲:۳۹
سیل جمعیت راه رابست
تامن پیاده گز کنم؛
یک ساعت تمام!!!
مثل گرمای 55درجه ی فتح المبین بود!!!
که از تشنگی گریه میکردیم؛
 تشنه ؛پیاده؛ آن هم فقط یک ساعت؛
جانم فدای لب عطشان تو؛یاحسین...
شهید غواص #خوش آمدی #به شهرمان

۲ نظر ۱۸ تیر ۹۴ ، ۲۲:۳۳

تابیش از این خراب نکرده ام؛برگرد...

از توبه ای به توبه ی دیگر ظهور کن؛

نگذار که به توبه کردن عادت کنم؛آقا؛

دل مرده میشوم باتوبه های مکرر؛آقا؛

از خستگی خسته شدم؛به همین ماه عزیز؛

از فاطمه مادرت بپرس:که نمیخواهد کنیز؟؟؟

۰ نظر ۱۸ تیر ۹۴ ، ۰۳:۱۵

چقدر صبر،،،؟؟؟

بی قراری ازحد گذشته!!!

قرار بگذار باخودت این بار؛حسین جان؛

که جواب این بی قراری را خودت بدهی؛آقا...

ببین بی تاب و توانم؛ارباب

۱ نظر ۱۸ تیر ۹۴ ، ۰۳:۰۵

بعد از این همه بیخوابی؛

دلم خوابی میخواهد طولانی

ازنوع اصحاب کهف!!!

که همه را خواب کنم؛؛؛

حتی سگ درونم را...

اما بیدارکه میشوم؛

تو آمده باشی آقاجان...

یالااقل که دوباره به خوابم آمده باشی؛

که آتشم گلستان شود؛

که سر به روی شانه ات بگذارم؛

شبیه هشتمین مرادم؛

بیا دوباره به خوابم...

بیا دوباره به خوابم...

تویی همیشه مرادم.

۰ نظر ۱۷ تیر ۹۴ ، ۰۴:۵۴
خوب مارا با داغ برادر پیر کردی؛حسین
روضه ی وداع برای ما سنگین است؛حسین
قران به سر گرفتی روی نی؛برای من؟؟؟
این دل مگر که باز شود؛ با دعای تو...
هی#پرمیشوم#هی خالی#مثل# تنور داغ #ترک خورده ام

۱ نظر ۱۷ تیر ۹۴ ، ۰۴:۴۴
ارحم فی هذه الدنیا غربتی...
به غربتم رحم کن ...
 سیدی من لی و من یرحمنی ان لم ترحمنی...
اگر تو به من رحم نکنی من که را دارم
 و که به من رحم خواهدکرد؟
فمن یکون اسوء حالا منی...از من بدحال تر کیست؟؟؟
به حال امشب زینب؛خداجان؛
به حال امشب زهرا؛خداجان؛
رحم کن به حال مضطرم؛خدایا...
واما به غربت علی؛حسین جان؛
رحم کن به حال مضطرم؛آقا...

۰ نظر ۱۷ تیر ۹۴ ، ۰۳:۰۹