دار وندارمه آقا

بی بی جان. . .
گـــــدا نمی خواهی.؟!
دختر بی وفــــــا نمی خواهی. ؟!
کـــــاش می شد ز من سوال کنی
دخترم " کربـــــــلا " نمی خواهی. . !؟
.
.
#دل_ندارم_که_به
#معشوق_زمینی_بدهم
#دل_من_گوشه_صحنت
#به_خدا_جامانده

۱۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

عاشقانه های سه شنبه اش را

گذاشته بود فقط برای 

جاده های قم و جمکران!!!!.

انگار تک تک توسل هایش

دعای فرج میخواند...

اللهم عجل لولیک الفرج.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۴ ، ۱۰:۵۶

آن وقتی که میل حرم داشتم

و بی تاب بودم

و چشم به راه...

نبودی تامرا باخود به کربلا ببری...

آنقدر

درذهنم

حرم و مسیر نجف تا کربلا را مرور کردم

تا اربعین و عاشقی هایش در جانم ریشه دواند...

آنقدر بین راه به یاد عمه زمین خوردم

و روضه خواندم

و نوشتم که نگوووووو....

نزدیک تر که میشد به اربعین

شوق آمدن و دلشوره نیامدن  باهم همراه میشد...

گذشت و گذشت

و من به هرحال لایق نشدم به زیارتت آقاجان....

عاشقی کردن را دوست داشتم "حسین"جان؛همین.

ولی

سوزاندن را و انتظار را نوشتی برای دلم آقا....

گفته بودم

ومی دانستی که

اگر نشود بهم میریزم...

بهم ریختی ام...

تا شاید پیدا شوم با دستان "دیگری"

دیگر

مشهد هم اگر میخاست دلم

اخم میکردم

و میزدم توی سر "دلم"....

که تنها بغض را بخواه...

فعلا زیارت"ممنوع"... 

امسال خیال خوش زیارتت

دلخوشم کرد...

اما

من هنوز عقده دارم...

عقده ی 10روز عاشقی

و بریدن

و رفتن

و تنهایی

و "خدا"....

بازهم فکر و خیال عاشقی

وحشت به جانم می اندازد...

اما انگار جایی 

دستانی دیگر مرا تاخدا باید بخوانند

تاعقده های این دل بازشود

انگار جایی 

شبیه به آسمانت

صدا میزنندم...

جایی برای عاشقی...

جایی برای بریدن!!!.

این بار خدا کند که پوچ نباشند دلخوشی هایم

این بار خداکند"دست دلم"

دستهای عاشق"شهدا"را بیابد...

این بار

خداکند"کربلای ایران" دل بهم ریخته ام را صداکند....

این بار خدا کند پیدا بشوم برای "خودت".

این بار خداکند دعوتنامه م را پس نزنند برای"عاشقی"...

خداکند جان بستانی از من حسین جان.

دلتنگتانم#آسمانی هایم#شهدا.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۴ ، ۰۷:۲۸

دلم

.

.

.

.

.

.

.

.

آرزوی شهادت را ندارد

آرزوها دورند...عبث اند.

دلم

.

.

.

.

.

.

.

 میل شهدا را دارد این روزها...

فرق است میان آرزو و "میل"...

دلم         پاره ای           دوکوهه است...

 که ساکنینش" امام "حاضرند...

دلم

غریبانه

میگردد و میگرید برایتان"شهدا"... 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۴ ، ۰۶:۵۹

از رویاهای بی سر و تهم

نمیفهمم ؛

که درست چه می خواهند از جانم!!!!.

جایی پر از"چفیه"

چه تعبیر می دهد؛یوسف؟؟؟؟!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۲۱
پرستار که باشی؛
با درد ؛دردمندان آه می کشی...
پرستار که باشی؛
مراقبی؛نگرانی؛هوای همه را داری...
پرستار که باشی
سرشار از مهربانی و عطوفتی...
پرستار که باشی؛
با چشمانت حرف می زنی...
پرستار که باشی ؛
اهل گذشت و فداکاری می شوی...
پرستار که باشی؛
بی خوابی ها و شب زنده داری ها
ذره ای از مسئولیتت را زمین نمی گذارد...
پرستار که باشی؛
تنها پرستار جسم نیستی؛آرام جان هستی....
پرستار که باشی؛
بچه ها را بیشتر دوست داری؛مخصوصا سه ساله ها...
پرستار که باشی؛
پرستار که باشی؛
هم ردیف با زینب"س'هستی ؛خواهر جان...
مبادا؛یادت برود از دینت 
از عقایدت؛
از باور هایت؛
از خودت؛
از انقلاب حسین "ع" ات؛
پرستاری کنی...
یادت نرود از "حجابت"پرستاری کنی...
عمه جانمان زینب ؛نگاهش به توست
و "من"...
پرستار هم که هستی؛پرستار کربلا یادت نرود...
 بسم رب الملک البـــــار ...مدد یا زینبـــ
بعد یا حضرت قهــــــار...مدد یازینبــــ
شصت و نه مرتبه ما ذکر علی می گوییم...
بعد آن هم صدو ده بـــار ...مدد یا زینبـــ"س

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۱۸

کاغذبازی دوست نداشت

به جایش برف بازی را خیلی دوست داشت

دلش کنجی میخواست

زیر سقف آسمانش

تا

زانو بغل کند و

سکوت مرگباری دربر بگیردش....

و زیر برف ها

به یک آدم برفی تبدیل شود!

یخ بزند

آنجا که جانش می تپد همیشه...

شال گردن هم نمی خواهد؛

تنها دوچشم می خواهد

که برایش بگذارند

تا گاهی اشکی ببارد

مگرنه این است که

چشم هارا خدا تنها برای بارش آفرید....

دلم تکه ای زمین"گمنام"می خواهد

که تو هم باشی

تا بی نامم کنی و بی نشان...

دلم تنها"گمنام ها"را می خواهد؛

دلم سکوت می خواهد...

دلم برای هوایت هوایی شده زهراجان؛مادر...

دریابم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۱۴:۰۴

 مرده گی در من موج می زند

گهگاهی

.

.

.

و حسرتی جانسوز "آه" برجگرم می نشاند...

و کسی آهسته ذکری برلب دارد

تا زنده شوم

و زندگی م رنگ تو را به خود بگیرد؛ح س ی ن جانم...

به راستی سرت بر دامن

کدامین سه ساله خونین شد؟؟؟؟!

در سرم جز تو تمنایی نیست؛ای مهربان امام...

صد#مرده#زنده#میشود#از#

ذکر #یاحسین...

ارباب#ما#معلم#عیسی بن#مریم#است.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۴۵
از حالا 
تا آتش بازی کوفیان
تا جمع شدن هیزم
تا میخ در و 
"سینه ی مادر"؛
تا هتک حرمت و جسارت به آل الله؛
تنها یک چله راه مانده
تا پرکشیدنت زهراجان؛مادر...
روزهای بعد از تو 
نه علی"ع" روز خوش دید؛
و نه فرزندانت؛مادر جان...
بهار علی چهل روز دیگر خزان می شود؛مادر...
و من
نمی دانم برای کدام زخمت
چله بگیرم مادر؟؟!!!
برای پهلوی شکسته ات؛
برای قامت خمیده ات؛
برای بازوان کبودت؛
برای دل شکسته ات؛
برای صورت نیلی ات؛
برای غربت مظلوم عالمت ؛علی جانت و یا
برای نگاه مضطرت به گودی قتلگاه...
حال دلم کبود است این روزها مادر جان
بند دلم پاره می شود 
تنها باذکری و نامی و یازهرایی
این روزها دلشوره هایم 
بوی دلشوره های شب عاشورای زینبت را می دهد
این روزها مدام 
بین شش گوشه و گودی قتلگاه طواف می کنم
و حبیب بن مظاهر آرامگاهم می شود
تا جان ندهم هنوز...
وای که دلم پاره می شود هر دم!!!.
وای که بوی روضه ی مادر 
باعطر یاس مدهوشم می کند...
وای که غربت فاطمیه 
از در و دیوار حرمت می بارد
ح س ی ن جااااان...
وای که جانم حسن ؛جانم حسن ؛دارد حرمت آقا....
وای که  این شبها د ا ر م  جاااااااااان می دهم 
برای 
حرم و مادری پهلو شکسته؛حسین جااااااااااااااان.
پریشانی رهایم نمی کند آقا
تنها به ذکر مخصوصه ات دلخوشم؛ارباب
لا#حول#ولا#قوه#الا#بالله#العلی#العظیم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۰۷

چند روزیست فراموشم کرده اید

و سر نمی زنید به من

گمنام های من؛

دلخورشده اید از من؟چه شده؟

هنوز هم رسم کساءخوانی در حضورتان ؛پابرجاست!!!.

هنوز هم مادری چشم انتظار شماست؛میان کساء!!!.

دلشوره می گیرم از این تاخیرها؛

از این کمرنگ شدن هایتان؛

از این نگاه های دورتان؛

آخرشمارا چه شده گمنام های من؟؟؟؟

باور کنید که دلم لک می زند برایتان ؛شهدا.

.

.

.

یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی

یادت بخیر؛یار فراموشکار من

تنها#به#رسم#رفاقت#بخوانیدم#شهدا.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۴ ، ۰۶:۴۹
زمان
"امان"نمی دهد مرا ؛
چرا؟!!!
می بارد برمن "تردید"...
و "تو"
یقین و امان را
یک جا و یکباره می دهی به من؛ح س ی ن جااان...
سکوت و دلهره ام رامی شکنی
و باخطی از آیه ی"الا بذکرالله تطمئن القلوب"
خودت را نشانم می دهی؛آقاجااان....
سر می دوانم ز تو 
ولی باز هم 
سراسیمه ای برای من ؛چرااااا؟؟؟!
شرح میدهم حال پریشانم را به تو
با چشمانی مضطر؛
و این تو هستی که
 ندای"انشراح"سرمی دهی که
"الم نشرح لک صدرک"
 بازهم قرآن مصوری برایم حسین جان؛
سبک میشوم
بال می گشایم 
پر می کشم تا آسمان خودت
تا "کربلا"
بگو
آرام جانم میشوی آقا دوباره؟؟؟؟
تنها #مرا#به#یک#نگاه#میهمان#حریمت#کن#آقا.
اللهم الرزقنازیاره قبرالحسین فی هذه الساعه.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۷